روزهای سبز به لجن کشیده شد
نقد فیلم "روزهای سبز" به کارگردانی "حنا مخملباف"
چند روزی بود که در شبکه بی بی سی فارسی (BBC PERSIAN) تبلیغ این فیلم را می کردند. حتی در شبکه صدای آمریکا (VOA) هم یکبار با کارگردان این فیلم به صورت زنده و ویدیو کنفرانس ، گفتگویی انجام شد. فیلم روزهای سبز Green Days)) به کارگردانی "حنا مخملباف" که در تبلیغاتی که در شبکه ها برای آن انجام می شد به دعوت خارج از نوبت و در حالی که لیست فیلم ها بسته شده بود ، به "جشنواره فیلم ونیز" اشاره می شد.
این نوع تبلیغات و نمایش قطعاتی انتخاب شده از این فیلم که مربوط به شور انتخاباتی مردم داشت، اشتیاق برای دیدن آن را افزایش داد. سرانجام برنامه اکران بی بی سی فارسی آغاز شد.اما چیزی که از فیلم برداشت کردم و مرا تا انتهای فیلم آزار می داد :
• نگاه بسیار سطحی به این مسئله (انتخابات و شور مردم و حوادث پس از آن).
• بازی بسیار ضعیف و تئاتر گونه بازیگر نقش اول برای یک فیلم نیمه مستند، نیمه تدوینی(همچون گرفتن سر با دو دست در جاهایی که اصلا ضرورتی برای نشان دادن حالت پریشانی وی نبود).
• نگاه دخترانه- کودکانه که در کل طول فیلم و نه فقط قسمتی از آن بیننده را آزار می داد.
• تعمیم دید فوق نسبت به مسائل مورد اشاره در فیلم به تمام طرفداران کروبی و موسوی و در دیدی وسیعتربه تمام مردم ایران از دید کارگردان که پس از فیلم یه آن اشاره کرد.
• اشتباه های فاحش در طول فیلم برداری از جمله هنگامیکه کارگردان در سالن آزادی جلوتر از نقش اول حرکت می کرد و به فیلم بردار گفت : "از من فیلم نگیر".
• تمام مسائل انتخابات و تمام تلاش های طرفداران موسوی در طول مبارزات انتخاباتی را در رقص ها و جشن های خیابانی نشان دادن و با دید وسیعتر!!!،برای جلوگیری از ورود دوربین به قسمت مخصوص ورزشگاه نشان دادن!
• کل فیلم در جشن های خیابانی گذشت، اما اثبات آنچه که منجر به افسردگی نقش اول شده بود با تنها قراعت سخنانی کوتاه در مقابل مقامات اتحادیه اروپا خلاصه شد.
• نشان دادن بیش از اندازه دختران در فیلم و تا حدی نگاهی گذرا و کلیشه ای به بقیه مردم از جمله پسران، مردان و حتی زنان .
• نشان دادن چند دختر به عنوان طرفداران کاندید رقیب ( احمدی نژاد) که هیچ دلیلی برای طرفداری از کاندید مورد حمایت خود ندارند ( تنها جمله ای که بر ذهن می ماند : "حتی اگر گشتهای ارشاد تمام مانتوهایم را هم بگیرند باز هم به احمدی نژاد ..." ).
• کارگردان در تشریح برداشت های فیلم آنها را فلش بکی در ذهن نقش اول می خواند که حوادث را به یاد می آورد. اگر منظور از چنین تدوینی ، القای چنین حسی به بیننده است ، واضح عرض کنم که بسیار ناشیانه و آماتور این کار انجام شده بود و این تدوین تنها مقایسه ای برای قبل و بعد از انتخابات بود.
• برای اشاره به حتی لحن صحبت کردن تقلیدمانند "حنا مخملباف" از پدرش "محسن مخملباف" (با اشاره به مصاحبه بعد از نمایش فیلم حنا در برنامه "اکران" ) ، شما را به یاد فیلم "تست دموکراسی" از محسن مخملباف می اندازم و طرز خاص خواندن اشعار در آن فیلم.(فراز و فرود های صدای حنا را با پدرش مقایسه کنید). به جای این تقلید ،کاش اندازه ای استعداد پدرش را به ارث می برد.
با نگاه بی طرفانه می گویم(با تمام احترامی که برای محسن مخملباف قایل هستم نمیتوانم از جفایی که دخترش ندانسته در حق مردم ایران انجام داده ساده بگذرم) ، خانم "حنا مخملباف" ، تنها فامیل پدر خود را یدک می کشد و اگر اسم کارگردان پرآواره ایران، "محسن مخملباف" به عنوان پدر یا آموزگار(؟) پشت سر وی نبود حتی لحظه ای پای این فیلم به تمام معنا افتضاح، مزخرف و به نوعی دخترانه (منظور سبک ) نمی نشستم تا شاهد به لجن کشیده شدن تلاش های روزهای سبز مردم رنج کشیده و باغیرت ایران نباشم . و از آن می نالم که حنا مخملباف با عنوان مخملبافش به جشنواره ونیز راه یافت و چه آه و افسوسی برای سینمای ایران!
به امید روزی که کارگردانان حرفه ای در حد نام سینمای ایران ( و نه یک هنرآموز ناشی و ...) به جشنواره های معتبر جهانی راه یابند و چنین حرکت های حماسی مردم ایران را آنچنان که شایسته است به تصویر بکشند (و نه آن را با دلقک بازی و یا رقص چند نفر خلاصه کنند).